رمان اندروید

رمان داستان کوتاه ادبی
http://uppc.ir/do.php?img=13557

رمان اندروید

رمان داستان کوتاه ادبی

رمان اندروید

رمان داستان کوتاه داستان بلند
اموزش نویسندگی
از نوشته های پیج های فعال دیگه هم کپی میکنم
از نوشته های شهروز صبقلانی ، از نوشته های خاله آذر از نوشته های دختر ترشیده و .....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان

بهترین نویسنده ایران کیست

Friday, 20 Farvardin 1400، 05:28 AM

 

مقاله جنجالی و کوبنده

استاد محمدحسن شهسواری و مطالب شوکه کننده ای که با مقایسه اساتید و نویسندگان برتر و صدرنشینان جدول پرفروش ها  یعنی زویا پیرزاد و  عباس معروفی  به نسبت یک اثر از یک جوان  نوقلم و ممنوع الکار یعنی شین براری انجام میدهد سبب شگفتی میشود. این مقاله انچنان مورد استقبال قرار گرفت که  بصورت کتاب با نام  برترین نویسندگان  به چاپ رسید . 

 

صفحه  💠⁦1️⃣⁩  01 -کتاب نویسندگان برتر - بقلم ؛محمد حسن شهسواری - نشر علی - 

توضیح در چند کلمه 
در این  مختصر،  هرگز قصد آن نیست که نظری دقیق و انتقادی درباره ی ادبیات داستانی،  و داستان بلند   امروزی  داده شود و یا ارزش کار نویسندگان  نوپرداز و مدرنیته در ترازوی سنجش و داوری قرار گیرد. زیرا اگر چه این کار،  بسیار لازم و گرانبهاست،  اما در حال حاضر نه،  مجال بحث در این باره دارم و نه خود را آماده ی برآوردن این نیاز می بینم. 
قصد من از نگارش این سطور،  تنها معرفی کوتاه و حدالمقدور عضوی جدید از جامعه  داستان نویسان امروز است زیرا در حقانیت او دلایلی دارم  که در ضمن همین ستون ادبی به اطلاع شما خواهم رساند.
 ضمنا لازم به یاداوری است که در این بحث،  نامی از سه نویسنده خلاق برده میشود و مثالی از اثارشان عرضه میگردد که اگر از  دیگر  نویسندگان معاصر نام و نمونه ی اثری دیده نمیشود،  بعلت برتری و یا فروتری مقام آنان نزد نگارنده نیست،  بلکه صرفا باین دلیل است که مثال دلخواه من در نویسندگی خلاق این چند تن بیشتر بوده و برای ایضاح مطلب،  سودمند تر و مناسب تر بنظر آمده است. 
مرجع ⁿ"

💠 (نادرنادرپور_کتاب انگورها_ص10) 
به نقل از نادر نادر پور نویسنده و شاعر خوب وطن،  نویسندگی ادبیات داستانی  نیز همچون شعر نو،  محصول اندیشه و احساس چند تن پیر و جوان هوسباز و خوش خیال نیست که از سر بی دردی و فراغت دست به خلق آثاری هنری و ادبی میزنند.، بلکه نویسندگی خلاق محصول اندیشه و احساس مسولیت در قبال شهروندان هم زبان و همنوعان دردمند است که خود را در قالب چیدمان واژگانی با مفهوم و اگاهی دهنده نشان میدهد. 
نویسندگی خلاق را اگر به شرح و تفکیک جز به جز اثار تمام نویسندگان مطرح حال حاضر وطن به قضاوت بنشینیم،  براحتی خواهیم فهمید که هر نویسنده ای در چه اتمسفر ذهنی و از چه جایگاه اجتماعی و با چه بینش و نگرش جهان بینانه ای دست به خلق اثارش زده. 
ابتدا با ذکر موارد "جیم" و "دال"  به اثری از (زویا پیرزاد) و( عباس معروفی) خواهیم پرداخت
در این مطلب فقط یک جنبه از زوایای پنهان نویسندگی و رسالت نویسنده را به نقد مینشینیم.  نویسندگان چه مسیولیتی در قبال اگاهی دادن به مخاطب پیرامون مشکلات و معضلات پیشرو اجتماع دارد؟ یادمان باشد که یک نویسنده میبایست همقدم به زمان حال استمراری پیشروی کند و در هر فرصت مناسبی میتواند با فلش بک  بازگشت به گذشته ، مواردی را مرور و یاداور شود تا از تکرار اشتباهات گذشته درس گرفته و از تکرار ان پیشگیری بعمل بیاورد . همانند نویسنده خوب سرکار خانم زویا پیرزاد ، که در اثر  من چراغ ها را خاموش میکنم "  به زببایی پلی به مرور خاطرات یک مادربزرگ از قوم ارامنه زده و مصایب قوم ستیزی و   تعصبات تندروانه  نژاد پرستانه امپراطوری عثمانی علیه ارامنه را به رشته ی تحریر در میاورد .    اما با وجود پرفروش بودن این اثر و قدرت بالای چیدمان واژگانش ،  از یک جهت ناموفق بوده و نتوانسته به حال استمراری بپردازد و یا از ان مهمتر به حوادث و خطرات و مشکلات در کمین و پیشرو اشاره کند . بلکه له مرور حادثه ای غم انگیز و تلخ در صد سال پیش  نشسته .  قابل ذکر است که سرکار خانم زویا پیرزاد خود یک فرد ایرانی با ریشه ی قوم ارامنه ی عزیزمان است . شاید این امر بی تاثیر در انتخاب موضوع نباشد،  
( کوچاندن ارامنه در یک قرن پیش توسط امپراتوری عثمانی  بعنوان یک نسل کشی در تاریخ ثبت شده است .) 

من در این مطلب دو اثر ادبیات داستانی موفق و پر فروش کشور عزیزمان را از یک   جنبه ی مشخص بررسی میکنیم.
این دو اثر را   تنها از یک جنبه خاص (دغدغه های اجتماعی مفید و سازنده  و آینده نگری)   با اثر سوم و گمنام از یک نویسنده جویای نام و جوان و شمالی بررسی خواهیم کرد .  
این نویسنده مطرح وطن که در فضای خارج از محیط اکنون جامعه بسر میبرند را با مورد الف (شین براری) به کفه ی ترازو میگذاریم  تا به جمع بندی و نتیجه ای شگرف و قابل لمس برسیم  و پرده از ابهامات برداریم. 
در این مقاله بعنوان ذکر مثال سه اثر داستانی کوتاه و بلند از این سه نویسنده  اشاره میشود که هر کدام در سطح و گروه مختص خود،  اولین و برترین اثر می باشند.  
___________________________________________
| صفحه 02 -کتاب  نویسندگان برتر - بقلم؛ محمد حسن شهسواری - نشر علی - 
|______________________________________________|

حال اینکه کدام یک بر دیگری تقدم و ارجعیت دارد را به عهده شما مخاطبان میگذاریم زیرا تشخیص اهمیت و مسمرثمر بودن هر کدام از این سه اثر به روشنی عیان و اشکار است. 
رده سوم  ⁦3️⃣⁩ و  مورد دال _ 
یکی از این اثار _ چراغ ها را چه کسی خاموش کرد؟
(برترین و پرفروش ترین کتاب داستانی سال 2018)   بقلم جادویی  نویسنده سرکارخانم زویا پیرزاد است که  در پستوی اثر  ادبیات داستانی بلند  موفق و پرفروش خود،  پلی به گذشته زده و در قالب خاطرات یک پیرزن شیرین در بطن داستان،  از روزهای کودکی در شهر مرزی وان و زندگی خوشی  که کنار خواهر و پدر مادرش داشته نقل میکند تا به عمق یک تراژدی و آغاز نسل کشی ارامنه و کوچاندن اجباری انان سمت بیابان توسط ارتش عثمانی در صد سال پیش ختم میشود. 
زویا پیرزاد فردی شناخته شده و محبوب است که دور از محیط حال حاضر ایران بسر میبرد و دغدغه هایی در نگاه جهانشمول و حافظه تاریخی خود دارد که به نحوی در اثرموفقش گنجانده شده و با یاداوری یک تراژدی مربوط به یک قرن پیش،  مخاطبانش را از ظلمی ناحق و جنایتی شنیع در قبال قوم ارامنه اگاه میسازد. او به زیبایی سخن به میان آورده و یاد خاطره ی یک جنایت و ظلم بی حد و مرز را پس از صد سال  زنده نگاه داشته. 
و در کلیت اثر وی،  از دغدغه های زنانه شخص اول سخن به میان میاورد و بازگوی کنش و کشمکش های درونی یک بانو با خودش است که با نجوای درونش درگیر است. 
در رده دوم. ⁦2️⃣⁩ و مورد جیم 
عباس معروفی با اثر موفقی بنام سمفونی مردگان (یکی از پرفروش ترین اثار داستانی فارسی که به چندین زبان ترجمه شده) 
او به مبحث و اقدام غیر انسانی و شرم آوری در اثر پرداخته (مقوله ی برادرکشی) که قدمتش به آدم و حوا و هابیل و قابیل میرسد و عملی غیر پسندیده که هر از گاهی در گوشه کنار دنیا بوقوع میپیوندد و هرگز پایانی برایش نمیتوان متصور بود و تا مادامی که ادمیزاد بروی زمین مبدل به انسان نگردد این مقوله ادامه خوااهد داشت. 
بنابراین وی با ادبیات غنی و خلاقیت بالا توانسته اثری موفق و بی بدیل خلق کند که درون مایه ی ان از روز عزل تا ابد ادامه خواهد داشت. 
_______________________________________________
| صفحه 03  ⁦3️⃣⁩  -کتاب   نویسندگی برتر - بقلم؛ محمد حسن شهسواری - نشر علی - 
⁦🅰️⁩

|______________________________________________|
در رده اول و مورد الف  ⁦#️⃣⁩⁦1️⃣   ⁦⁩  
اثر "دوگانگی جنسی"  از شهروز براری صیقلانی که ملقب به نام هنری بروی جلد  با عنوان "شین براری" معرف حضور کتاب دوستان است. 
او در اثری دیگر با نام  "وارونگی هویت '  کد هایی به مخاطب و جامعه میدهد که وقوع یک تراژدی مخوف و بی سابقه را پیشاپیش به تصویر میکشد.  
در کمال تعجب پس از یک سال  تراژدی تاسف انگیزی در همان سرزمین و در همان شهر یعنی کلانشهر رشت (ⁿ∅مرکز استان گیلان در شمال فلات ایران و جنوب دریاچه خزر) بوقوع میپیوندد که بی شباهت به جریان داستان شین براری نیست. و جنبه های مشترک انان عبارت است از؛ 
⁦  1️⃣⁩_  1_اختلاف سلیقه و اختلاف نظر پدر و فرزند 
2⁦   2️⃣  ⁩_پدری سنتی و متعصب 
3   ⁦3️⃣⁩_فرزند (دختر) امروزی و پویا با طرز فکری معکوس

   ⁦4️⃣⁩⁦4_طرد شدن و فرار دختر از منزل پدری ... 
رفتن فرزند بدنبال اسقلال طلبی و به سوی مسایل عاطفی (عشق) 
 ⁦5️⃣⁩  5_بازگرداندن و  بازگشت فرزند (دختر)  به خانه ی ناامن پدری از جبر قوانین حاکم بر جامعه 
⁦6️⃣⁩  6_بهانه جویی پدر از جهت حفظ آبرو و جلوگیری از رسوایی  (توهمات و خیالات بدبینانه پدر) 
⁦  7️⃣   ⁩7_ _تصمیم به قتل فرزند دختر،  توسط پدر سنتی  به انگیزه حفظ آبرو   
ا8 ⁦8️⃣⁩_نجام تصمیمی شوم و شوکه کننده  و قتل فرزندش  (در هر دو ماجرا فرزند، دختر بوده) 
9_ ⁦9️⃣ ⁩انجام به قتل دختر،  در حالیکه وی خواب است. 


::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::. 
\پانویس/ ⁿ_1 ⁦#️⃣⁩⁦1️⃣⁩
منظور از ماجرای حقیقی و تراژدی،   حادثه قتل دختر 14 ساله  مبینا اشرفی ، 🆘توسط پدرش از ترس رسوایی و با انگیزه حفظ آبرو بوده که در خرداد ماه سال 1399 در غرب گیلان بوقوع پیوست.  و خبرش سریعا تیتر اول رسانه های خبری شد و تراژدی هایی یکی پس از دیگری در گیلان طی هفت رو بوقوع پیوست. 
                                                   \پایان پانویس/ 
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
_______________________________________________
|  صفحه ⁦4️⃣⁩04 - کتاب نویسندگان برتر -💯 بقلم؛ محمدحسن شهسواری-  نشر  علی-  |______________________________________________|
حال در این مجال پرسشی در اصل و مبنای مفهوم وظایف یک نویسنده مطرح میکنم.⁦‼️⁩⁦‼️⁩ 
یک فرد در جایگاه نویسنده ای حقیقی،  چه وظایف و رسالتی بر عهده دارد؟ ❓⁦
آیا غیر از ان است که وی در جایگاه یک نویسنده و صاحب اندیشه،    پیشتر و بیشتر از  معاصرانش مسایل روزانه و یا درد های عمیق نسل و عصر خود را بیاری خلاقیت نویسندگی و با شیوه نگارش و چیدمان واژگان بر تن کاغذ اورده و به مشکلات حال استمراری  و پیشرو جامعه خود بپردازد؟  
ما از قول نادرنادرپور در کتاب انگور،  نقل کردیم که داستان در ضمیر همه ی مردم شهر وجود دارد و در پستوی نهان هریک نهفته است و موج میزند،  نویسنده این مایه را کشف میکند و در قالب بیان میریزد   در واقع نویسنده آفریننده داستان نیست،  بلکه کاشف ان است. 
اکنون در این وانفسای زندگی،  کدام نویسنده و کدام کتاب موفق و پرفروش توانسته اینچنین که شین براری کاشف حوادث قبل از وقوع بوده  از مشکلات و مصایب جامعه صحبت کند و داستانی زیبا و خوشخوان بنویسد؟  
چرا در اثار برگزیده سالهای اخیر و پرفروش ترین ها  همچون اثار زویا پیرزاد و عباس معروفی  چنین ریسک و شهامتی نمیابیم که یک نویسنده همچون پیشگویی حقیقی و برحق  از معضلات پیشرو سخن بمیان اورد و مواردی بی سابقه را گمانه زنی کند! 
شین براری برخلاف دیگر نویسندگان،  فرد صاحب نام و با تجربه ای در جامعه اهل قلم نیست و شاید اکثرا در تیتر های پر حواشی فضای مجازی به اسم او برخورده باشید، 📰 اما رسالت یک نویسنده را به نحو احسن به عرصه ی ظهور رسانیده. زیرا از تراژدی های تلخی نوشته که دو سال تا وقوع انان فاصله بوده. 
حال با تمام این تفاصیل سوالی میشود در ناخوداگاه  مخاطب مطرح،   که اگر شهروز براری صیقلانی ملقب به شین براری تمامی خصایص یک نویسنده درجه یک را دارا میباشد پس چرا از او به ندرت میشنویم و میخوانیم؟ 
پاسخ چنین ابهامی را باید در پیشینه ی نویسندگی وی جستجو کنیم  و طبیعتا با حواشی زیاد و گوناگونی که حول چاپ اثارش موجود است سردرگم خواهیم شد. و چه بهتر پاسخ را از جانب سردبیر مجله ادبی و دوفصلنامه ⁦🗞️⁩ویرگول بشنویم که از دست بر قضا،  همشهری و از حلقه ی مخاطبان خاص وی نیز میباشد. 
به نقل از ایشان ؛ 
شین براری طول عمر حرفه ای طولایی ندارد و پس از چندین اقدام به نحوی زیرکانه در  دور زدن نظارت پیش از چاپ  وزارت ارشاد اسلامی  و عبور ماهرانه از سد فیلتیرینگ شدید و گذر از تیغ تیز ممیزی  توانست اثاری را با حجم قابل ملاحظه ای از  موارد ممیزی و ممنوعه  چاپ و نشر و توزیع کند 
اثاری داستان بلند همچون  📒 پستوی شهر خیس" 📙  رویادوز📗" هاجر" 📘 نیلیا 📓" پسرک رودخانه زر  و📚 'پسرک غرلفروش📖  از نمونه اثاری وی هستند که پس از اولین دوره چاپ با تیراژ پایین  با استقبال بی نظیر و بی سابقه ای روبرو شدند.  
اما این عمل شین از چشم دلواپسان ادب و فرهنگ دور نماند و پیش از اولین دوره تجدید چاپ اثارش با تیراژ بسیار بالا،  مشکلات یکی پس از دیگری آغاز گشت و به عنوان مثال میتوانم اکنون به چند نمونه بعنوان مثال اشاراتی اجمالی داشته باشم. 
📜هفته نامه ای که استانی محسوب میشد تیتر جنجالی را علیه شین و بیشتر علیه سازمان ممیزی کتاب منتشر کرد و به جملاتی با بار و معنای خلاف شعن از اثار وی اشاراتی داشت که برخلاف تیتر اصلی⁦🗒️⁩  در شرح خبر قسمتی کوچک از هفته نامه که در صفحات میانی و قسمت فرهنگ و هنر بود به ماجرا پرداخته بود  و یک ستون کوچک بیش نبود اما همین امر زمینه ساز اتفاقاتی بدتر و بزرگ تر شد و بفاصله چند روز  روزنامه کثیرالانتشار و سراسری آفتاب یزد به شرح ماجرا پرداخت که در پشت پرده ماجرا چیزی غیر از اعتراض و انتقاد به نویسنده بود، زیرا اولین دوره ریاست جمهوری جناب دکتر روحانی اغاز شده بود و وزارت ارشاد و اسلامی بر عهده ی شخصی از جناح اصلاح طلبان بود (علی جنتی _پسر آیت الله جنتی  ریاست شورای نگهبان)  
ازاینرو این نشریه تندرو جناح رقیب که به موضع گیری های تند اصولگرایان شهره است تیتری جنجالی با عنوان _   فساد در نشریات رشت 
را صفحه اول خود قرار داد و پیامد ان  نیز مردمان خونگرم یزد در حرکتی خود جوش به نشانه اعتراض مقابل سازمان ارشاد اسلامی شهر خود تحسن کوتاهی کردند و باقیه قضایا....
شین براری بسیار پرکار و نویسنده پر انرژی و کوشایی میباشد که در گذر از بحران سکوت پیشه کرد ولی ثابت قدم و پابرجا به نوشتن ادامه داد تا اینکه برای چاپ اثری جدید به ناشرین قبل رجوع کرده و با زبان بی زبانی به او اعلام میدارند که بنا بر دستوری از بالا ،  اجازه همکاری و نشر اثار وی را ندارند    (توجه داشته باشید که شین براری هرگز بطور رسمی اخطاریه ،  ابلاغیه،  احضاریه و یا بلکه حکمی مبنی بر ممنوع القلم شدنش دریافت نکرد، و ناشرین مربوطه نیز هیچ سند رسمی و مکتوبی مبنی بر ممنوعیت کار با چنین نویسنده ای را دریافت نکرده اند.  بلکه تمامی انان توسط مامورین لباس شخصی  بصورت شفاهی مجاب شده و دستوری مبنی بر ممنوعیت ادامه همکاری با وی را دریافت کرده بودند. )  
از اینروست که مسولین مربوطه در تریبون های خود  با کمال اطمینان از ازادی قلم⁦⚖️⁩⁦🖋️⁩ و ازادی بیان سخن به میان می اورند و به درستی ادعایی مبنی بر نداشتن هیچ نویسنده ممنوع القلمی  در جمهوری اسلامی ایران را مطرح میدارند .  زیرا هیچ سندی که مستند و موجود برای اثبات خلاف این امر را صادر نکرده اند و خاطرجم میباشند که هرگز هیچ شخصی قادر به اثبات ممنوعیت قلم یک نویسنده نمیباشد  
زیرکانه بودن چنین امری  تلخ است زیرا جبر حقیقت همواره همین طعم  است. 
چنین طعمی،  سبب نمیشود تا طعم شیرین اقدام زیرکانه ای که سبب عبور از سد ممیزی میشد را فراموش کند. 
وی در اولین تجربه خود برای اخذ مجوز فیپا و ثبت رده بندی کتابخانه عمومی  کشور و اخذ کد شابک  دریافته بود که متصدی انجام امور فایل رایانه ای و متن اثر مربوطه را توسط برنامه ای به نمایش میگذارد که ان برنامه در قسمت زیرین صفحه مانیتور و منهاعلی چپ،  ارقامی را نمایش میدهد که ان رقم  گویای تعداد حروف ان فایل و نسخه داستانی میباشد.   سپس متصدی با وسواس خاصی ان عدد را  بروی پوشه 💯⁦🗂️⁩و گلاسه ی مربوط به ان اثر با رنگ قرمز یادداشت میکند،📍🔖  سپس بعد از مدتی که اثر به چاپ رسید،  برای دریافت مکوز پخش و اراییه به بازار،  مجدد به همان قسمت و سیستم و همان متصدی باز میگردد،  شین با زیرکی دریافته بود که متصدی ویژه  بازرسی و مسول نظارت همواره غایب است و تمام امور را به متصدی پایین رتبه تر و زیر دست خود واگذار نموده و متصدی مربوطه از بابت انباشت مسولیت ها و کمبود زمان و برای سریع پیش بردن امور  اقدامی  خاص انجام میداد و اینطور میپنداشت که اقدامش ریرکانه و بی نقص است،  او بجای مطالعه خط به خط و واژه به واژه ی اثار   تنها به تعداد حروف تایپی که در برنامه کامپیوتر خود مشاهده مینمود بسنده میکرد بطور مثال اثری پس از اصلاحیه  و ممیزی و سانسور   دارای 50000 📒حرف و خط فاصله و علایم نگارشی میباشد.   پس از مدتی و آماده شدن نسخه ی اولیه و چاپ و صحافی   مجدد میبایست با نسخه قبلی و سانسور شده مطابقت داشته باشد،  متصدی مجدد فایلی از اثر مکتوب درخواست مینمود و ان فایل را مجدد توسط همان نرم افزار پیشین اجرا مینمود و تعداد حروف را با بار پیشین مقایسه مینمود اگر این بار تعداد حروف و اسکیب ها  50009  📄 را نشان میداد بمنزله ی افزایش 9 حرف بود و این خلاف مقررات و مردود اعلام میشد . 
اما اگر باز 50000📄 را نشان میداد  به مفهوم مطابقت و سلامت اثر پنداشته میشد 
دریغ از این امر که همواره دست بالای دست بسیار است. 
زیرا 
شین با زحمت بسیار و دقت بالا  نسخه را بگونه ای تغییر میداد که تعداد حروف های حذف شده  به میزان حروف افزوده شده باشد و در سیستم  تغییری از حیث تعداد حروف رخ نداده باشد. 
وی از چنین روشی بارها و بارها  حوسن سواستفاده را برد و موفق به چاپ عقاید و مباحثی گشت که تاکنون  هیچ نمونه مشابه ای از ان یافت نمیتوان کرد 
بعنوان نمونه  پاراگراف جنجالی اثر نیلیا"  
نیلیا دچار کابوسی شبانه میشود و برای مادربزرگش از کابوس وحشتناک شب گذشته نقل میکند و جریان روند کابوس سراسر کدهای زیرکانه ایست که یاداور قتل های زنجیری و قتل بیش از هفتاد نویسنده وطن است.  او چنان  از اشاره مستقیم پرهیز کرده و سخن را چنان در تنور خردورزی و  فن بیان  میگدازد که لپ کلام به برای اهل فن واضح و  اشکار و حق مطلب به زیبایی هرچه تمام تر ادا شود 

_____________________________________________________

⁦🗞️⁩
 ادامه در سایت   http://nashrejoshan.blogfa.com  
کتاب "برترین نویسندگان  نسخه مجازی ندارد و این گوشه ای کوچک از بازنشر نسخه مکتوب این اثر و مقاله برتر ادبی میباشد که به همت دانشجویان علم و ادب دانشکده پرستاری شهر شیراز بصورت فایل  مجازی بازنشر گردیده است.  برای مطالعه این کتاب میتوانید به فروشگاههای عرضه ی کتاب در سراسر کشور مراجعه نمایید.  و یا بصورت خرید اینترنتی از   www.bookshoping.com   سفارش خرید دهید. 
قیمت این کتاب در چاپ اول مورخه ⁦🗓️⁩ تیر ماه 1399  بصورت قید شده در پشت کتاب _  💷💸200000ریال معادل 20 💳هزار تومان میباشد که درصورت خرید اینترنتی هزینه ای مجزا بدان افزوده خواهد شد. 
______________________________________________
💼📮قابل ذکر است که تیم دانشکده پرستاری و مامایی شیراز  تنها در این جهت که محتوای این مقاله را مفید یافته است تصمیم به انتشار و بازنشر ان گرفته است و با جهتگیری و سمت و سوی نویسنده گرامی استاد گرانقدر شهسواری  هیچ موافقت و یا مخالفتی ابراز نمیدارد.


جستارهای وابسته∅📌📎⁦🖇️⁩
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
ⁿ1_ نظرات شما مخاطبین📝
===============================
[] نام وبسایت-وبلاگ:   http://aminalzarb.blogfa.comhttp://Dastanak.ir [] نظر  دریافت شد 🗓️ 1399/04/16 [] نام : CceyeD Ali MolaVerDy✒️  []
ممنون از پیج خوبتون. قسمتی از همین کتاب رو چند سطر تایپ میکنم براتون🖋️. از وسط کتاب ص121  پارگراف آخرین. _؛   
در گفتگوی پنچ دقیقه ای و تلفنی با وی،  از شرایطش جویا شدم،  مردی جوان و حدود سی ساله بنظرم می آمد که صدای دلنشین و لحن مودبانه ای داشت

[] بیشتر بنظر میرسید شوکه باشد و چند بار اسمم را با تردید تکرار نمود و نهایتن پرسید ؛

جثارتن شما با جناب شهسواری نویسنده نصبتی دارید؟ 
وقتی که خاطر جم شد خودم هستم لحن غمگین تری گرفت گویی چیزی خاطرش را آزرده بود

. []در یک لحظه به یاد مقاله ی تند و یک پهلوی خودم افتادم که دو سال پیش در نقد وی نوشته بودم و در دوفصلنامه ویرگول به چاپ رسیده بود[].

از این جهت احتمالا پنداشته بود مجدد برای نقد کوبنده و تخریب وجهه هنری وی تماس گرفته ام،  خنده ای بر لبانم ماسید و از وی دلیل  تغییر لحن ناگهانی اش را جویا شدم،  درست حدس میزدم،  دل خوشی از من نداشت. به او تبریک گفتم.

یکه خورد و پرسید بابت چی؟

[] و من با کمی سکوت،،،،

  موفقیتت را در عرصه نویسندگی

[]پوزخندی زد و گفت؛  کدوم موفقیت جناب شهسواری؟ متلک میگید به من؟  
گفتم  اسمت را ویکی پدیا جهانی ثبت کردم بعنوان نویسنده داستان های کوتاه و رزومه ات را خودم تکمیل کردم.

[] فقط تاریخ تولدت را شک داشتم اما قید کردم  یلدای 1366 

[] او با اشتیاق گفت؛ 

درسته  درسته،   من واقعا نمیدونم چی بگم به شما!؟ خیلی اقایی ،  من واقعا مرسی. یعنی نه واقعا من ممنونم ازتون....   
______________________________________________
                              []نظر دریافت گردید [] 🗓️1399/04/15 []  '03:15⏱️🕰️" []  نام : فاط~مه با،  ت،  دسته دار📝 [] نظر داد : 
پیج شما را دنبال میکنم  لطفا متن صفحات68 و  69این کتاب را بازنشر کنید تا حواشی شین برطرف بشه.   یادتون نره هااا    http://novelll. 🔖⁦🏷️⁩وبلاگ ادبیات داستانی ایرانیان 🔖⁦🏷️⁩.com 
____________________________________________


#پینویس های مرتبط با برچسب _ {کتاب برترین نویسندگان} {محمدحسن شهسواری} در
*@1_ پیوندهای روزانه اپلیکیشن طاقچه=
ین برخلاف دو نمونه ی پیشین از نویسندگان درون وطن است که حضور پررنگی در سطح جامعه و اقشار غنی تا فقیر شهر خود دارد.  از همین باب است که وی در اثر پرحاشیه ی خود  توانسته دغدغه ای نامتعارف و بی سابقه را درون مایه اثر داستانی خود قرار دهد. و با گذر زمان و برداشته شدن پرده ی ابهام،  حقیقت تلخی در جامعه عریان شود که پیش از این کسی گمان به رویدادنش نبرده بود. 
مقوله و مبحث بهداشت روانی جامعه و خشونت خانگی معرف حضور عام جامعه است ولی اولویت ندارد زیرا تا مادامی که شهروندان دغدغه ی معیشتی و امرار معاش و تامین حدااقل های زندگی را داشته باشند هیچگاه به فکر رفتن به نزد روانکاو ،  روانشناس،  مشاور خانواده،  پزشک اعصاب،  و.... نخواهند افتاد و چنین امری دیر یا زود با تنگ شدن عرصه،  و افزایش فشارهای روزمره  همچون جرقه ای در انبار باروت  منفجر خواهد شد و سبب وقوع تراژدی میشود.   
 همه جانبه از نظر مادیات،  رفاه،  پوشاک، مسکن،  خوراک ،  و....  

➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗➗
___________--__مطلب با برچسب مشترک از سایت 
      کانون نویسندگان 
  و  سایت
     تازه های  کتاب
#عبارتند از: 

.     #876۴7_002    📔📕📕📗آثار نویسندگان برتر دهه آخر این قرن را به نسبت جایگاه و محتوای انان به سه رده تقسیم میکنیم 
بی شک در این مابین نام نویسندگان بسیاری  سزاوار ستایش و تحسین میباشند. و لیست بلند بالایی از نویسندگان موفق این دهه وجود دارد،  که اگر به چند نفرشان اشاره کنیم سبب رنجش دیگر نویسندگان خواهد شد که چرا اسمی از انان به میان نیامده،  اما با این تفاصیل به چند نویسنده موفق به قید قرعه و شانس اشاره میتوان کرد  که در لیست بلندمان از موفق ترین های اواخر دهه اخیر میباشند 
1_زویا پیرزاد   اثری مانند  چه کسی چراغ ها را خاموش کرد
2_ عباس معروفی   ،  سمفونی مردگان 
3_
4_
5_
6_
7_ 
8_ 
و.....
تمامی این نویسندگان توانایی و خلاقیت بالایی در چیدمان واژگان دارند ولی موضوع به همین سادگی نیست و برای موفقیت  یک اثر و جاودانه شدنش باید پای فاکتورهایی فرای واژه چینی در میان باشد. 
یکی از با ارزش ترین عناصر در موفقیت و بهبود جایگاه یک اثر نسبت به اثار دیگر،  عشق است
عشق حقیقی به خلق یک اثر بدیع و بی همتا.  
از سر حضور عشق در نویسندگی است که یک نویسنده حقیقی و ممتاز  انقدر دانش و اگاهی خود از شرایط روز دنیا را بالا میبرد که ناگزیر نمیتواند در برابر ظلمی که به یک همنوع روا داشته میشود سکوت پیشه کند و به هر طریقی در پستوی نوشتن یک اثر،  گریزی به ان موضل و مشکل خواهد زد تا به نحوی صدای بی صدایان باشد. و وجود مشکلات را پیش از آنکه به بحران برسد حس کرده و منعکس کند.  در گاهی مواقع نیز حتی میتوان پس از بروز و رویداد حادثه ای دلخراش برای همدلی و همدردی با بازماندگان در روند روایت یک اثر،  گریزی به ان داشت،  همچون سرکار خانم زویا پیرزاد در اثر چرااغ ها را چه کسی خاموش کرد 
آنجایی که از جانب یک پیرزن شیرین و مادربزرگی سنتی  ماجرای کوچاندن قوم ارامنه را توسط ارتش ترکیه در صد سال پیش روایت میکند  و چه خلاق مخاطب را میخکوب جملات ارمنی بازمانده ای از قتل عام و نسل کشی ارامنه میکند.  
چه خلاق  ابهامات و تفاوت زبانی را بین ارامنه و فارسی زبانان الک میکند و از میان هزاران واژه گنگ و نااشنا  تنها چند واژه نزدیک و مشترک را میابد و با شکل حقیقی شان بکار میبرد و شرح میدهد که به گویش و زبان پیرزنی اهل شهر مرزی وان ،   واژه" کم+یکی    معادل یک+کم =یکم،  در زبان فارسی ست .   و..... 
این نمونه ای از احساس وظیفه و حس بشر دوستی ست که با خود پیامی عیان و نهان دارد. 
پیام عیانش که اشکار است و چه حاجت به بیان است،  اما پیام نهان چنین امری  برای قشر اگاه و روشنفکر و جامعه اهل خرد و قلم،  این میتواند باشد که چنین نویسنده ای در سطح اول نویسندگان جامعه خود قرار دارد _ چنین نویسنده ای وظیفه ی معنوی یک نویسنده را درک و خود را در برابر هم نوعانش مسول و متعهد میداند _ چنین نویسنده ای برای بالا نگه داشتن کیفیت و مضمون محتوای هر خط از اثری که به جامعه ارایه میدهد  خود را مسول میداند و با کمال میل و اشتیاق برای درک درست ماجرا ،  تن به تحقیق و تجسس در بایگانی ها و کتابخانه ها و حال نیز (فضای مجازی)  میدهد.  زیرا از سر فشار مسولیتی که بر دوشش سنگینی میکند  خودش را مکلف به براوردن نیاز به افزایش اگاهی و دانش  میکند ،  نه انکه از سر رفع مسیولیت و  اصطلاحا رفع کتی، ناچار به انجام پژوهش و مطالعات مرتبط با مبحث شود. نه!  
با عشق و با هدف بالا بردن کیفیت یک اثر است که از وقت و سرمایه و  انرژی  خود مایه میگزارد. 
__________________________
نگاهی به  کد های  رخ داده در اثار   شین براری.  
شهروز براری صیقلانی 🔎📖

در داستان کوتاه  با نام  "دوگانگی جنسی  که در کتابی متشکل از مجموع 15 داستان کوتاه با نام  پارادوکس هویت   از نشر رستگار گیلان منتشر شد،  نویسنده خوشنام و تراز اول اثر  یعنی شین براری از ماجرایی صحبت به میان میاورد که طی روند سیر پیوستگی اش،  تمایلات هویتی و گرایش جنسی متفاوت یک فرزند سبب بروز اختلاف عقیده و شکافی عمیق بین فرزند و پدر سنتی اش میشود  ،  فرزند طرد و سمت استقلال طلبی خود شتابان میشود و بعد از مدتی به خانه بازمیگردد و در نیمه شبی که تار و سیاه  در عمق خواب است که پدر تصمیم به قتل فرزند خود میگیرد و دست و پای دختر خود را به تخت خواب بسته و خانه را به آتش میکشد و از خانه میگریزد. 🕯️
____
بعد از گذشت یکسال از خلق این اثر نامتعارف و ساختار شکن که برای اخذ مجوز های چاپ با چالش های فراوانی مواجه گردیده بود🏮   در خرداد سال 🗓️1399 حوادث تلخی در همان سرزمین سبز گیل بوقوع پیوست که بگونه ای تعبیر داستان شین محسوب میشد   🏮  حوادث تلخی که به دلیل وجود فضای مجازی سریعا عمومی  گردید و غمی عمیق را برای افکار عمومی بوجود اورد.  
چگونه چنین امری امکان پذیر است که حوادثی اینچنین بی سابقه و نادر را پیشاپیش به شکل اثری از جنس  ادبیات داستانی به قلم کشاند؟   🖋️قطعا شین پیشگویی نکرده و پیشگو نیست،  بلکه وی دارای قوه ی تخیل و نگرش صحیح جهان بینانه است و حضور تمام و کمالی در بطن جامعه و میان مردم دارد که توانسته اینچنین وظیفه ی یک نویسنده واقعی را ادا کند و از مشکلات پیش از وقوع صحبت به میان اورد.  برای روشن شدن ماجرا برای انانی که نمیدانند تراژدی خرداد ماه گیلان چه بوده  شرح میدهم که ؛
🏮این روزها 🗓️(یعنی خرداد 1399)  در گیلان حوادث ناگوار و زنجیرواری از جنایت های خانوادگی رویداده که همگان را متاثر کرده است.  ابتدا که یک پسر در نزاع با برادر ناتنی خود  اقدامی عجیب میکند و نقشه ی شومش را قدم به قدم پیش میبرد و متاسفانه اینکه هر مرحله را در قسمت استوری برنامه مجازی ملقب به اینستاگرام  ثبت میکند،  در اولین مرحله قرص هایی قوی و ارام بخش را از داروخانه ی خوشنامی در مرکز شهر تهیه میکند، انها را در اب میوه حل کرده و با سرنگ به پاکت پلمپ آب میوه تزریق میکند. در مرحله دوم،  اب میوه را به برادرش بزرگش میدهد و او را از هوشیاری میبرد  مرحله سوم برادر را درون صندوق عقب ماشین پدر گذاشته و از شهر خارج میکند و نیمه شب با دست و پای بسته درون سد تاریک    در جاده قدیم رشت به رودبار می اندازد.  
🏮 مبینا اشرفی ۱۴ ساله با داس پدر در عالم خواب به قتل رسید.‌ 

جنایتی تکان دهنده به فاصله یک هفته،  پدری در هشتپر گیلان با داس سر دخترش را از تن جدا میکند و سر بریده را در دست میگیرد و به مرکز روستا میبرد. و مدعی میشود برای پیشگیری از بی ابرویی و رسوایی ناموسی چنین اقدامی نموده. چون دخترش با پسری سی ساله دوست شده بوده و ابراز عشق نموده بوده.   
در حالیکه همگان شوکه و بهت زده بودند چهل و هشت ساعت بعد  در محله ای بنام سلیمان دراب  ملقب به سرای جمال که  ارامگاه میرزاکوچک خان جنگلی در انجا واقع شده است،   برادری بخاطر اختلاف نظر و تفاوت عقیده سر میزان ارثیه ی خانه ی پدری با خواهر بزرگش مجادله و بحث میکند و نهایتن منجر به درگیری و قتل خواهر توسط تنها برادرش میشود و برادر نیز برای مخفی نگه داشتن چنین جنایتی،  خواهرش را درون خانه رها کرده و خانه را به اتش میکشاند و از مهلکه میگریزد.  که سریعا با اتفای حریق  و تجسس صحنه جرم  حقیقت اشکار میشود و وی دستگیر و به جرم خود اعتراف میکند   
پس از پخش چنین خبری از اخبار شبکه باران  ،  همگی مات و مبهوت ماندند و این نکته که نوع و طیف وقایع این بازه ی کوتاهه زمانی محدود به محیط خانواده و اقوام درجه یک میشده ،  توجهات را به سلامت و بهداشت روانی جلب نمود و این پایان کار نبود و طی گذشت چهل و هشت ساعت  بار دگر  خبری  تاسف انگیز و  عجیب تمام محافل خبری را  در نوردید و تیتر اول خبری شد. 
🏮این بار هم  همچون دفعات پیشین  جنایت از جنس خشونت خانگی  بود و طی  نزاع دو برادر  در محله آلمان پستک (محله ای در گلسار رشت) برادر کوچک با سلاح سرد (چاقوضامن دار)  به برادرش اسیب  جدی ای وارد میکند و خودش سریعا او را به نزدیکترین درمانگاه در چند صدمتری محل وقوع حادثه میرساند و به محض اینکه در میابد برادرش فوت شده،  از بیمارستان متواری میشود و میگریزد اما صرف چند ساعت بعد دستگیر میشود.  
حال با تمام این تفاصیل ما با موضل و مشکلی عمیق مواجه ایم مشکلی که به نقل از عباس،معروفی،  نویسنده در تبعید،   برادر کشی اولین جرم بشریت بوده  اولین اولیای دم   و ولی دم  در تاریخ آدم و حوا بودند  که هم خانواده قاتل میشدند و هم خانواده مقتول.
هابیل و قابیل  قاتل و مقتول عنوان گرفتند تا اولین قتل بشریت  از نوع خشونت خانگی و  جنس  برادر کشی باشد  
در اثر موفق سمفونی مردگان   
عباس معروفی به زیبایی.....

حواشیه نویسندگان زویا پیرزاد شهروز براری صیقلانی شین براری بهترین نویسنده ایرانی عباس معروفی مقاله اموزشی مقاله برترین نویسندگان شهسواری
نظرات (۷)



 13 February 21 ،⁦🕰️⁩ 18:34⁦🗓️⁩
 شهربانو واثق
من هم اقرار میدارم شین براری خیلی خوب و متفاوت است 🤩😘😍البت در اثر پستوی شهر خیس ک بی بدیل و حماسه آفرین ظاهر شده اند اما از اینکه آثار بی مجوز در بازار سیاه دارند ناراحت و معترضم😠😡



 27 September 20 ⁦🕰️⁩، 03:58⁦🗓️⁩
 مژگان احمدی موقری
عالی و صحیح . کاملا موافقم. 
بیچاره این نویسنده رو چون سن کمی داره اصلا بحساب نمیارن ولی جشنواره ادبیات داستانی فجر _ جشنواره تيرگان تورنتو _ جایزه بهرام صادقی داستان کوتاه _ مسابقات چیدمان واژه یا واژه چین. و..... این شین_براری بهترین نویسنده انتخاب شده. اما باز از حسادت اونو بحساب نمیارن. میم مودب پور فقط سه تا دونه رمان داره همه میشناسنش اون بیچاره طفلکی بالای ده تا رمان داره اما باز چون سانسورش کردن ناشناسعه🧐



22 July 20 ، ⁦🕰️⁩07:35⁦🗓️⁩
 محمد نوبری
من  خودم از شین براری کتاب   دارم   و خوندمش  اما  سبکش  عجیبه  ،👍👍  باحاله   ولی  بخدا  یه اچار کشی لازمه مغزش   ،  داره مریخ زندگی میکنه  انگار ، یه تابوشکنی هایی میکنه که  ادم   از دلواپسی  کتاب رو میبنده و چهلتا سولاخی قایمش میکنه  مبادا  کمپوت لازم شه  .   مثلا  ینی چه  ماجرای درخت هشتم؟  چرا اومده درختههستم روتوی اثر خانه باغ اورده ، خب ما شیعه و حساس هستیم  سوتفاهم پیش میاره

1 August 20، ⁦🕰️⁩10:25⁦🗓️⁩


پاسخ:
والا هرکی با  قدرت  فهم و درک و شعور و حس درونی خودش ،  قضاوت میکنه.  و تمامیش غلط در میاد.  خب مفهومش چیه؟  
یعنی  شما .....    



 11⁦🕰️⁩ July 20 ، 03:10⁦🗓️⁩
 Mandana moini
 نمیفهمم دلیل این همه  بی مهری از جانب شرمین جان چیه؟ 

خب چرا پس  نیومد واسه یه نویسنده دیگهرو  ذکر مثال کنه؟     بی ذوق ق ق ق ق 😍😍

17 July 20، 07:

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی