رمان اندروید

رمان داستان کوتاه ادبی
http://uppc.ir/do.php?img=13557

رمان اندروید

رمان داستان کوتاه ادبی

رمان اندروید

رمان داستان کوتاه داستان بلند
اموزش نویسندگی
از نوشته های پیج های فعال دیگه هم کپی میکنم
از نوشته های شهروز صبقلانی ، از نوشته های خاله آذر از نوشته های دختر ترشیده و .....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان

هلسا

Saturday, 2 Azar 1404، 08:35 PM

هلسا

 همشنس‌ روزی دو وعده ، گلدون های بالکن یا تراس ، یه بانوی زیبا  با موی چتری  نشسته چشم انتظار لحظه ی دیدار ،  یه شوالیه  توی روزگار ،  یه رد پای جنگ و جنبش و خدمت پاک پشت سر مونده  ماندگار،    یه قاب عکس زیبا از پرنس نایتینگل‌  یه پرستار آشنا . یه سخنران در روز آغاز بکار اولین آسایشگاه سالمندان سرزمین ایران .   یه  مادر و انعکاس مرور خاطرات ، عبور یاد یاری شریف ، همسری  شریف  ولی مبتلا به عجل  در اغاز راه .  ادامه ی مسیر تک و تنها با دو یادگار . دو پسر بچه ی شیرین و شیطون   ، مودب و با سواد ،   هجرت به سمت شمال، یک دهه زیر چتر و شهر بارون زده ی این دیار ،  پلاک خونه ی  گلسار ، سایه ی درخت بید مجنون ،  و خستگی از خستگی های  پر دوام و بی وقفه رنجیده حال .  بیوه ی جوان و تصمیم به  جهشی سمت پیشرفت ، با نیت نجات آینده ی دو طفل کودک ،  هجرت به کشوری دیگر ، و پاسپورت های پاره  حین پرواز ،   نقش مفید و برتر در آن دیار سرد و منجمد ،  عرض اندام و کسب امتیاز ،  استقامت و  جنگیدن با غم و غصه های قدیمی از این دیار و مشکلات نو در آن دیار . 

   روزها گذشت ،   بانوی قصه ، سربلند از آزمون دشوار تقدیر  و   دیکته ی جبر ایام .    دو فرزند رشید و سربلند ، فرقی نداره چه پسر یا دختر ▪︎ نقطه (▪︎)  ،   فارغ از جنسیت و سن و سال  بازم نقطه • .  نکته اینکه ناچارم گاه بنویسم آدرس غلط و بگذارم آخرش نقطه ▪︎ 

   

04/09/02
راحله نباتی

سرباز یک مجموعه

هلسا

نظرات  (۳۰)

03 Azar 04 ، 14:24 راحله نباتی

من هم هستم کبیر 

03 Azar 04 ، 14:25 ناشناس

من هم هستم کبیر جان ‌     نگران نباش . مراقبیم همو

03 Azar 04 ، 14:26 ناشناس

  سلام عمه امیر کبیر عزیز ‌   نگران نشو .   ما هستیم  ولی در واقع سایه هستیم .  وجود نداریم ‌       ما می تونیم .  ما توانا هستیم .      الیکا قائمه  شهر ساری   مازندران 

03 Azar 04 ، 14:27 ناشناس

  سلام عمه امیر کبیر     منم  همینطور  ولی قائم شهر استان   مازندران 

  فرهنگ آقامیری

03 Azar 04 ، 14:30 ناشناس

سلام به   فامیل دور .     خوبی فامیل جون .    اون قدر  شنيديم که انگار  فا میل همیشگی مون بودی و  خبر نداشتیم تا حالاش 


   سعید ولدبیگی 


  نگران نباش . ما پیروزیم 

03 Azar 04 ، 14:32 راحله نباتی

بچه ها عقل حکم میکنه که کامنت های این مطلب رو ببندم .  چون میدونم الان قراره  همه تشکیلات  بیایند و ابراز حضور و اعلام وجود کنن .    و این عقلانی نیست .  


   طی  ده دقیقه  پنجاه تا کامنت  اومده ازتون که حذف میکنم  یکی یکی 


 

03 Azar 04 ، 14:33 ناشناس

کسری میرشفیعی هستم  ۲۷ ساله از زنجان .   سلام به خانم فامیل دور 

03 Azar 04 ، 14:35 Mandana moini

ماندانا معینی هستم عمه خانم  ناز نازی و  محترم . دوستتان داریم 


 

03 Azar 04 ، 14:36 ناشناس

دنیا وطن خواه    . حاضر


 

سلام  عزیزه ماها .  عزیزجون  سلام .  عزیز نون بگیرم سر راه براتون 

03 Azar 04 ، 14:42 ناشناس

  حاضر .   کی غریبه؟  خودش جواب بده .   انوشا میرفخرایی   آباده روستای کچول‌ سفلی

اره والا   بزن زنگو 

03 Azar 04 ، 14:43 داستان کوتاه

 محمد تبار   از  ایزه کردستان .     فامیل دور  منم هستم که 

03 Azar 04 ، 14:44 ناشناس

    ❌⭕❌ خان بلوچ هستم از اونجا 

03 Azar 04 ، 14:46 ناشناس

   به جون خدا  داره دروغ میگه   ، اون از  اونجا نیستش . اون از اینجا هستش .  الکی دروغکی میگه   اون اینجائه .   این  اونجا نیست بخدا جون خودم اگر دروغ نگم .   باور کنید  امیر کبیر خانم 

03 Azar 04 ، 14:47 داستان کوتاه

♿  آهسته برانید . اشیا از آنچه در آیینه می‌بینید به شما نزدیک ترند 


Link اشتباه و تصادفی

03 Azar 04 ، 14:50 ناشناس

  می بخور   منبر بسوزان   مردم آزادی بکن 

03 Azar 04 ، 14:50 داستان کوتاه
  1.      خدا  خفه ات نکنه بچه 
  2.       این چه جمله ای بود دیگه
  3.   مردم از خنده 
03 Azar 04 ، 14:54 ناشناس

  یعنی اسمش خانمه ولی امیر کبیره ؟   چه  لوند و  دلربا   

منم هستم  جاستین رهنما   تفلیس 

سلام  خانم امیر کبیر .   ما همه هستیم پشت هم .  

   لیدر  ما رو نگیر آزمون 

03 Azar 04 ، 15:02 ناشناس

 سورنا   سلام . اومدی  . خدارو شکر .     

03 Azar 04 ، 15:04 ناشناس

  یکی بگه چی شده . من تازه اومدم .     اصغر مختارپور  نقده اصفهان 


 

03 Azar 04 ، 15:06 سپیدار بلند از عرض

سلام خدمت عمه امیر کبیر   عزیز 

     ما  دوستان خوبی برای سرزمین مان هستیم ‌  

03 Azar 04 ، 15:07 ژاکلین پطروسیان

   اره   منیژه درست میگه .   رهبرمان رو پس بده 

03 Azar 04 ، 15:09 چنار سر چهار راه چاره نداره

   سلام  تیم .     تمرکز رفته  کجا یهو ؟    جلب رضایت از شاکی پیشاپیش  چرا ؟      خانم خاله  ینی  خاله خانم  ماریای کبیر  هستید شما   و ما هم  دوستان شما هستیم .   لیدر ما  رو گروگان نگیر لطفن 

  منم هستم  عمه کبیر جون

04 Azar 04 ، 00:58 ناشناس

   یاسین آقاجانی  از  سرپل ذهاب سمت پایه جنوبی توی عمق دو 

08 Azar 04 ، 22:01 Mandana moini

منمهلسا ‌  منم هستم . 

08 Azar 04 ، 22:04 Mandana moini

     من موندم   این عمه  اگر  عمه هست   توی ده بیست سال اخیر  کجا بودش واقعا؟ 

   اینم اومده یه چیزی به نفع خودش  برداره و بعد دلخوری ایجاد کنه بره

 

من میدونم که چخبره ‌ 

 آقا شهروز  بیدار شو .

  آخرش  یه چیزم  بدهکار  میشیاااا .

من میشناسم جنس اینارو 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی